قهرمان ميرزا عين السلطنه
1112
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ضمانت بانك داده است كه اين مبلغ گرو باشد . نشسته حساب حاجى را بكشند . آنچه به مردم داده و ثابت كرد بگيرند . اگر بيش از اين مبلغ نزد خود حاجى بود بدهد و اگر كمتر شد از اين مبلغ موضوع نمايند . جمعى از تجار هم در اين مجلس بودند . همهكس فقرهء رسيدگى به حساب را تصديق كرده قرار شده مجلس ديگرى كرده با حضور نصر السلطنه و تجار به حساب مشار اليه رسيدگى كنند . آنچه را هم به صدراعظم و غيره از آن بابت داده بگيرند . مىگويند سالى پنجاه هزار تومان به صدراعظم داده است . حاجى به اين شكل خلاص شد تا بعد چه شود . با وجود آنكه يك كرور تومان از قرار تومانى دو ريال صرف در بانك پول سياه جمع شده و همهروزه خريدارى مىكنند هنوز صرف سه هزار و چهار هزار است . اگر حاجى را به همين جزئى كه داده ول كنند كار شلوغ است و مردم ساكت نخواهند نشست تا قرار درستى داده نشود . باشى و ماهرخسار عزيز خان را هم خوب صدمه زدند . اولا اينكه شهرت كرد طهران آورده چوب زدند دروغ بود . فقط باشى را از آنجا بيرون آورده به خانهء خودش روانه كردند . اين محبوبه و حرم محترم شاه كه همهكس از عفت و عصمت او صحبت مىكرد ضايع درآمده . با خواهرش ماهرخسار كه تفصيل هر دوى اينها را با شرح زيادى در همين روزنامه نوشتهايم شب و روز مشغول هرزگى مىباشند . اسمعيلآباد اسماعيلآباد ملك مرحوم اعتماد السلطنه كه شاه شهيد بواسطهء آنكه تمام اموالش را مصالحه به من كرده ضبط فرموده بعد به چهارده هزار تومان عزيز خان خريد ، اين روزها نوهء اعتماد السلطنه مرحوم كه وارث حقيقى او بوده خدمت جناب حجة الاسلام حاجى ميرزا حسن آشتيانى رفته نوشته گرفتهاند كه در زمانى كه اعتماد السلطنه اموال خود را به شاه شهيد مصالحه نموده است مادرش حيات داشته و اين ملك به اعتماد السلطنه نرسيده بود ، ازاينرو حق اين نوه مىشود . اين حكم را در مجلس قرائت كرده حكم داده شد كه ملك را وارث ضبط كند و به تصرف آنها داده شد . شرعا چهارده هزار تومان به عزيز خان ضرر وارد آمد . الان در قم و خدمت صدراعظم است . شب را خانهء حضرت و الا بودم ، باران مىآمد . بارها را صبح جمعه روانهء قزوين كردند . انشاء الله به سلامتى صبح سهشنبه تشريف خواهند برد . ما سه نفر طهران خواهيم بود ، گرفتار همين روزگار تلخ . اين قطعه را مكرر نوشتهام ازبس خوب گفته